شمس الدين محمد بن محمود آملي
569
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
شاه سياه جز اينكه به خانه اسب رود چاره ديگر ندارد سرخ آن رخ كه پيل از پيش او برخاست به خانه رخ سياه نهد و شاه خواهد آن را شاه سياه بردارد و بدين رخ ديگر مات شود . صورت ديگر كه بازى سياه راست داوبرد ( جدول 7 ) سياه آن رخ كه در خانه چهارم فيل است به خانه فيل نهد و شاه خواهد سرخ را لازم شود كه بفيل بردارد و الا مات شود . سياه برخ ديگر در ميان شاه و فيل سرخ شاه خواهد آن را نيز بشاه بر دارد سياه بپياده كه بسيم خانه شاه است شاه خواهد سرخ بهمانخانه اولين رود اسب سياه بسيم خانه فرزين شهمات كند صورت ديگر كه بازى سياه راست داوبرد ( جدول 8 ) سياه آن رخ را كه به بدويم خانه رخ است به خانه اصل آرد و شاه خواهد سرخ بضرورت فيل در عرى كشد سياه بفرزينى كه در سيمخانه فيل است شاه خواهد سرخ يكخانه به طرفى شود و سياه فيل را برخ بردارد و شاه خواهد سرخ به رخ سياه را بردارد سياه اسب بسيمخانه فرزين اندازد و شاه خواهد مات شود . صورت ديگر ( جدول 9 ) كه بازى سياه راست داوبرد شاه سياه بايد كه به خانه فيل آيد و شاه سرخ بنزديك فرزين سياه آيد چه شاه سياه نيز اگر بنزديك فرزين آيد بازى قايم باشد پس شاه سياه از خانه فيل بدوم خانه فيل آيد تا شاه سرخ به خانه سوم اسب خود رود و شاه سياه بنزديك سرخ آيد شاه سياه در ميان هر دو فرزين نشيند تا شاه سرخ دور شود . پس فرزين بردارد و غالب شود صورت ديگر سياه راست داوبرد سياه رخ خود را به خانه چهارم خود آورد و شاه خواهد سرخ بغايت ضرورت رخ در عرى كشد شاه سياه بسوم خانه فيل آيد و رخ رايكان رها كند . ( جدول 10 ) اگر سرخ سياه را رايكان بردارد بفرزين شه مات شود و اگر نه رخ سرخ رايكان برود بهر وجه كه باشد مغلوب گردد . صورت ديگر بازى سرخ راست داوبرد سرخ اگر برخ آن پياده سياه را كه بدوم